مدرسه علمیه امام محمدباقر(ع) مشهد

خانه / معرفی مدرسه / زندگی نامه استاد حجه الاسلام والمسلمین دیانی (مدیر,واقف,موسس)
زندگی نامه استاد حجه الاسلام والمسلمین دیانی (مدیر,واقف,موسس)

زندگی نامه استاد حجه الاسلام والمسلمین دیانی (مدیر,واقف,موسس)


بسم الرحمان الرحیم

بخش اول عزیزان ما در مدرسه حضرت امام محمد باقر علیه السلام زندگی نامه اینجانب عبد المجید دیانی تیلکی را از من خواستار شده اند اعم از قبل از طلبگی (تحصیل علوم دینی) و دوران تحصل علوم دینی یعنی طلبگی اینجانب عبد المجید دیانی فرزند محمد متولد 1319 از خوانواده علم و فقاهت و تحصل کرده در نجف اشرف مانند جدمان حاج ملا تقی تیلکی( که اینجانب دستخط زیبای ایشان را با نوشتن رساله ذخیره المعاد دیدم) و همچنین عموی اینجانب به نام حجه الاسلام آقاری شیخ رضای تیلکی که در نجف تحصیل علوم  تحصیل علوم دینی داشتند و اما پدر حقیر معروف به مرحوم ملا محمد چون تحصیلات زیاد نداشتند آرزو داشتند که فرزندشان (یعنی حقیر) طلاب علوم دینی و خدمتگذار دین شنوند و در این باره همیشه دعا می نمودند و نقل می کنند در روز ولادت اینجانب بعد از گفتن اذان و اقامه در گوشم حدود یک ساعت از خداوند متعال خواستند که من عالم دین شوم و در سن هفت سالگی بودم در حال تعلیم دادن قرآن به بنده ناگهان افتادند و از دنیا رفتند و پس از رحلت پدر بنده و برادرم نزد خواهر بزرگمان بودیم و ایشان مرا به مدرسه فرهنگی فرستادند همان سال اول و دوم که ده ساله شده بودم امام جماعت نماز ضهر و عصر دانش آموزان بودم و در سال هزار و سیصد و سی و شش از خوانواده سادات و علم ازدواج نمودم خداوند متعال سه پسر و دو دختر عنایت کرد خودم و فرزندانم و دامادها و نوه ها الحمد لله هشت نفر روحانی هستیم سپس بکار کشاورزی و چوپانی مشغول و یک سال هم چوپان دیگران بودم ولی نماز و قرآن و خواندن اشعار مذهبی را ادامه می دادم و مدام عشق حوزه برسم بود که به اتفاق برادرم آقای رنجبر وارد حوزه کوهستان شدیم مدت کوتاهی در آنجا بوده و از محضر و نصایح پرفیض حضرت آیه الله کوهستانی استفاده بردیم و سپس عازم حوزه ساری حدود دو سال به تحصیل مشغول شدیم و در تابستان هم کار می کردیم و در زمستان به تحصیل در مدرسه امامیه ساری ادامه می دادیم و در سال هزار و سیصد و سی و نه وارد حوزه مشهد و در مدرسه پریزاد موقتا جا گرفتیم و به درس مشغول و پس از آن به مدرسه خیرات خان که امروز جزء دانشگاه علوم اسلامی رضوی می باشد به تحصیل ادامه دادیم و عاشق خدمت به طلاب خصوصا طلاب تازه وارد بودیم   بخش دوم

  • مساعدت و هماهنگی در باره طلاب تازه واردی که منزل نداشتند و جا دادن آنها در کنار طلابی که دارای حجره بودند
  • تشویق و راهنمایی طلاب در مباحثه و مطالعه در مدرسه خیرات خان
  • تدریس طلاب در مدرسه خیرات خان و مسجد گوهر شاد
  • امتحان گرفتن از طلاب در هر هفته
  • با اجازه حاج شیخ احمد کفایی(مسئول حوزه خراسان) تعمیر حجره ای که قابل استفاده نبود در مدرسه خیرات خان و حجره دیگری در مدرسه میرزا جعفر
  • تأسیس مدرسه استیجاری در سال هزار و سیصدو پنجاه و دو به اتفاق حجه الاسلام جناب آقای ایزدی کرمانی جهت تحصیل طلاب و همچنین تأسیس مدرسه استیجاری فردی به نام امام محمد باقر علیه السلام
  • با عنایت حضرت باری تعالی و توجهات خاص حضرت امام زمان علیه السلام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال هزار و سیصد و پنجاه و نه با دریافت یک هزار متر مربع زمین با اجازه آیه الله طبسی تولیت عظمای استان قدس رضوی جهت احداث مدرسه امام محمد باقر علیه السلام که همزمان کلنگ زده شد و سپس با کمک مرحوم آیه الله حاج شیخ مهدی نوغانی بخش اول ساختمان رو به قبله ساخته شدو در سال هزار و سیصد و شصت طلابی که در مدرسه استیجاری بودند به این مدرسه وارد و مشغول تحصیل شدند بعدا به تدریج در چند سال یازده حیاط اطراف خریداری و ضمیمه مدرسه شد و فعلا مساحت کل زمین مدرسه هزار و نهصد و هشتاد متر مربع می باشد

با الطاف حضرت احدیت و توجه حضرت امام محمد باقر علیه السلام توسعه ساخت آن دور تادور در سه طبقه بیش از شش هزار متر مربع شامل امور اداری ده مدرس کتابخانه بزرک تأسیسات آبدارخانه آشپزخانه سردخانه سرویس بهداشتی( بویژه هشتاد و چهار حجره حهت سکونت طلاب شب خواب و ساخت آن در سال هزار و سیصد و هشتاد و نه تکمیل و وقف نامه اعیان مدرسه امام محمد باقر علیه السلام در چهار جلد تنظیم و به امضای بزرگان (آیه الله مکارم شیرازی) رسیده است و موجود می باشد حوزه دیگر هم در تیلک از توابع ساری در سال هزار و سیصد و هشتاد و دو جهت اوقات فراغت طلاب دینی بنام ملا عبدالله شریعت مدار و کتابخانه ملا صالح مازندرانی تیلکی وابسته به مدرسه امام محمد باقر علیه السلام ساخته شده است.   بخش سوم: توضیح اینکه روستای تیلک از هشتاد سال قبل محل تحصیل علوم دینی بوده و فعلا هم دارای سی و شش نفر روحانی می باشد و از طرفی محل زادگاه علماء برجسته و پرهیزگار که نوعا صاحب کرامت بوده اند حقیقتا پایگاه و محل تحصیل علوم دینی بوده و از اطراف و اکناف می آمدند و از علوم بهره مند می شدند یکی از کرامات آقای شریعتمدار اینکه در تمام سال قبل از اذان صبح روز جمعه تا شب خود و مرکبش مجهز و آماده جلو درب خانه که اگر صدایی شنید عبدالله بیا بدون معطلی برود مطلب دیگر اینکه روزی ملا عبدالله در حال تدریس بوده(مهمانی سید روحانی وارد شد و ملاعبدالله جهت درس دادن طلاب زبانش بند آمد ولی آقا فرمودند درس را ادامه بده زبانش باز شد و درس را ادامه داد آنگاه آقای بزرگوار سه بار فرمود حقا که شریعت جدمان را بیان می کنید و عزم رفتن نمود و ملاعبدالله برای ردیف کفش آقا بیرون دوید و آقا بیرون تشریف بردند در صورتیکه سقف درب حجره پائین بود بالا رفت بدون اینکه آقا سرخم کند خارج شد طلاب این منظره را دیدند و پشت سر آقا دویدند و هر چه جویا شدند کسی را ندیدند و برگشتند حجره مسکونی مرحوم حاج ملا عبدالله فعلا جای توسل افراد اعم از محلی و اطراف و اکناف می باشد و برای حل مشکل خود ( بخصوص برا استشفاء) در انجا بیتوته می نمایند و چنین معروف است که حضرت بقیه الله امام زمان علیه السلام در مسجد محل تیلک نماز خوانده است و در این مورد حضرت آیه الله کوهستانی آرزو مند بود که بیاید در این مسجد دو رکعت نماز بخواند و اینجانب(دیانی) مشاهده نموده ام که چند نفر از علمای ساری و اطراف قضات و مسئولین جهت بیتوته در حجره مرحوم ملا عبدالله و خواندن نماز در مسجد تیلک به روستای تیلک می آمدند. مطلب دیگر در مسجد تیلک بعد از سلام نماز ظهر ملاعبدالله سید بزرگواری سمت راست او قرار گرفت و درست بر شانه ملاعبدالله گذاشت و فرمود شریعت مدار این دعایی که خواندی فقط جدم رسول الله خوانده است.     عالم دیگر: در محل تیلک به نام ملا ابوالقاسم که پدرش دامدار بزرگ اعم از گوسفند و گاو و اسب بود که در پرداخت وجوهات آن خود داری می کرد و به نصیحت پسرش گوش نمی داد تا اینکه در پائیز سالی بر اثر خشگ سالی و سرمای زمستان تمام دامهایش پیش چشمش تلف شدند و خودش از غصه مرد ولی ملا ابوالقاسم جهت ادای دین پدر(حج واجب پدر) با کاروانی که سواره به حج می رفتند او هم با پای پیاده روانه حج گردید که در بین راه کاروان عمدا او را جاگذاشتند تا منصرف شود و برگردد لذا او را موقع  حرکت شبانه بیدار نکرده و رفتند و بعد از بیست و پنج روز به مکه رسیدند و حج ملا ابوالقاسم را در آنجا کنار مغازه ای دیدند با تعجب از او پرسیدند که چگونه آمدی جواب داد که بیست و پنج روز است که رسیده ام و مغازه دار هم گفته او را تأیید نمود افراد کاروان نحوه آمدنش را جویا شدند بیان داشت همان شب سواره ای مرا به ردیف خود سوار نمود و به میقات (مسجد تنعیم) رسانید. مطلب دیگر: از جناب حجت السلام آقای شیخ عباسعلی فولادی (اهل صح) که فرمودند با چشم خود دیدم که حجه الاسلام جناب آقای شیخ محمد خلیلی از مئاخرین که عازم تیلک بود وارد روستای صح دامغان شد و در کنار جوی وسط محل وضوء گرفت و با ذکر خداوند روانه مسجد صح شد تا نماز بخواند در صورتیکه با زنجیر درب مسجد بسته بود به روی او باز و وارد مسجد شد و به اقامه نماز فریضه نائل گردید همچنین عالم دیگر: از متاخرین نقل از آقای علی مقصودی- در باره جناب مستطاب حجه الالسلام آقای شیخ علی(رح) که به من فرمود برو جهت تهیه گوشت و یا جوجه مرغ که مهمان دارم و علی مقصودی گفت من رفتم ولی نیافتم برگشتم به او خبر دادم با تعجب گفت نیافتی گفتم نه در حالیکه به ذکر باری تعالی مشغول بود ناگهان دو مرغابی وحشی جلو پای ایشان و من خوابیدند و شیخ به من فرمود اینها را ذبح کن و تا زنده ام به احدی نگو و من هم تا زنده بود نگفتم. عالم دیگری از روستای تیلک بنام ملا آقا جان که با خواندن زیارت عاشورا مشغول می شد و در جایی که به امام علیه السلام سلام می کرد جواب سلام را از حضرت اباعبدالله می شنید   عالم دیگری از متاخرین جناب آقای شیخ حسن تیلکی در خانه خودش در تیلک سی و سه نفر را لمعه تدریس می کرد توضیح اینکه نامبردگان بالا تماما حدود صد سال قبل از زمان ما بوده اند بنابراین روستای تیلک محل تدریس طلاب مهاجر و محلی بوده است همین هم سبب شد که تاسیس حوزه ملا عبدالله شریعتمدار تیلکی شده است درود فراوان بر فقهاء و علماء تیلک.     و اما دوران تبلیغ و کارهای عمرانی از قبیل تأسیس و تکمیل و تعمیر و تجدید بناهای مساجد و حسینیه و حمام به شرح ذیل:

  1. تأسیس و تکمیل مسجد ولی عصر در روستای میان رود ساری
  2. تأسیس مسجد صاحب الامر در امام زاده عباس ساری
  3. توسعه و تکمیل مسجد تِلِه بُن
  4. تأسیس مسجد روستای قلعه بالاده
  5. تأسیس و تکمیل مسجد و حسینیه روسای پایین ده
  6. تأسیس مسجد قریه چهار رودبار
  7. تأسیس مسجد روستای بَندِ بُن
  8. تعمیر مسجد تیلک(زادگاه خودم)
  9. تأسیس مسجد جامع روستای قَزَلقارِشِ جوین
  10. تأسیس مسجد حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام در روستای قزلقارش
  11. تأسیس مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام در کلاته ابراهیم خان شاندیز
  12. تعمیر مسجد قدیمی کنار استخر کلاته ابراهیم خان
  13. تأسیس مسجد کاریزنو حاج تقی رحمه الله علیه در روستای شاندیز
  14. تجدید و توسعه مسجد جامع خادر در شاندیز
  15. مساعدت و تبلیغ جهت کمک به مسجد اَرچَنگِ شاندیز
  16. مساعدت و تبلیغ و جمع آوری وجه برای مسجد خاوریها در میدان شهداء مشهد
  17. تأسیس مسجد صاحب الزمان علیه السلام در کنار خانه خودمان بیست متری طلاب میلان 15 (علیمرانی 27) و همچنین تأسیس کتابخانه در همان مسجد
  18. تأسیس مکتب الزینب و کتابخاه در میلان 27 شهید مفتح مشهد
  19. کمک در تأسیس اولیه درمانگاه حضرت مهدی علیه السلام و چندین سال هم جزء هیئت مدیریه و همکاری
  20. تأسیس اولیه خیریه حضرت امام هادی علیه السلام نبش بلوار ابوریحان و چند سال جزء هیئت مدیریه آن
  21. در تأسیس صندوق حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام 20 متری طلاب نبش میلان هشتم و چندین سال جزء هیئت مدیره آن
  22. تأسیس مدرسه علمیه امام محمد باقر علیه السلام که شرح آن گذشت
  23. تأسیس حوزه علمیه تیلک در سال 1382 و بهره برداری سال 1384 که شرح داده شد
  24. تأسیس صندوق قرض الحسنه حضرت امام حسن عسکری جهت طلاب محترم مازندرانی به اتفاق جمعی از علماء مازندران
  25. تأسیس مدرسه علمیه حضرت بقیه الله صلوات الله علیه با همکاری حجه الاسلام حاج آقای غفاری و حجه الاسلام حاج آقای گرایلی که عمده فعالیت آنرا حاج شیخ مهدی محی الدین غفاری عهده دار بودند و هنوز هم ادامه می دهند لذا اینجانب و آقایان گرایلی و غفاری واقفین آن مدرسه علمیه هستیم

  علمای محل ما نقل فرمودند وقتیکه آیه الله شریعت مدار رحلت نمودند تمام مردم محل اعم از زن و مرد در بیت آقا جمع شدند و به عزا داری پرداختند در این زمان همسر حاج ملا تقی به نام بی بی لیلا که از اهل تِلِبُن بود و تازه زایمان کرده بود وقتیکه زنان برگشتند دیدند بی بی لیلا کبود شده و از دنیا رفته است جد ما ملا تقی تصمیم گرفت که جسد مطهر مرحوم شریعتمدار را به مشهد در جوار حضرت امام رضا دفن نماید و از طرفی نسبت به این سیده علاقه مند بود لذا جنازه مرحوم شریعتمدار و مرحومه بی بی را در تابوت مهر و موم کردند و هر دو جنازه را دو طرف بالای اسب گذاشتند مقداری که حرکت کردند به سوی خراسان جنازه بی بی لیلا سنگین بود و جنازه ملاعبداله را می کشید مرحوم ملا تقی فرموردند بی بی لیلا هر چند که شما زریه پیغمبر و علی و زهراء و موسی ابن جعفر صلوات الله علیهم اجمعین هستید ایشان را نکشید که بسیار ولا مقام می باشند و از آن ساعت به بعد تا مشهد یکسان و هم وزن به مشهد رسیدند نزدیک مشهد که رسیدند طوفان سختی شد و کاروان به مخاطره افتادند حضرت امام رضا علیه السلام به رئیس خدام آن روز در عالم رؤیا دستور فرمودند جنازه ملا عبدالله در فلان جا می باشد و کاروان او در معرض خطر می باشند بروید شبانه آنها را بیاورید و تولیت حرم حضرت در حال مشکوکی خوابید دوباره خواب دید و در دفعه سوم آقا فرمودند مگر نگفتم برای آوردن کاروان جنازه ملا عبدالله بروید چرا نرفتید که با دستور اکید امام علیه السلام تولیت با عده ای از خدام به محل تعیین شده رفتند و کاروان را با جنازه ها آوردند و جسد ملا عبدالله را در پشت سر حضرت دفن نمودند و جسد بی بی لیلا را جای مناسبی دفن کردند. بنده خودم چند نفر از علماء و روحانیون مسن را دیدم که می فرمودند تحصل ما در ایام جوانی در تیلک بوده است و بعضی از اهل علم می فرمودند پدرمان در تیلک کسب علم نموده اند لذا شاید همان درسهای حوزوی که در تیلک بود منشأ توفیق اینجانب برای ساختن حوزه و کتابخانه تیلک شده است لازم به ذکر می دانم که عرض نمایم هر بنای خیریه ای که تأسیس و شروع می کردیم چند سال طول می کشید و اینجانب مجبور بودم برای سرکشی و تکمیل آن مرتب رفت و آمد داشته باشم شاید بتوان گفت در این راستا همسر علویه ام نقش مهمی را ایفاء نمودند و د ر تمام مراحل همفکر و موافق بودند واقعا تحمل و صبر و بردباری ایشان را تحسین باید گفت لذا بی نهایت از ایشان تشکر و قدر دانی می نمایم و خداوند متعال را شاکرم که چنین همسر خوب و شایسته و معتقد را نصیب اینجانب نموده است و همچنین فرزندان لایق و موفق در امور دینی اعم از پسران ، دختران ، عروسها، دامادها و نوه ها که جمعا 24 نفر می باشیم و همه در خط امام رهبری و این خود از نعمتهای بزرگ الهی می باشد هستیم و از الطاف باری تعالی در این جمع ما الفت و مهر و محبت حاکم است و سپاس فراوان از ایزد متعال که بر ما منت نهاد هشت نفرمان روحانی هستیم و به این نعمت عظمی مفتخریم.    

درباره‌ی habib